وب سايت مهدی علی میرزایی، مهدی علی میرزایی، وب سایت شخصی مهدی علی میرزایی، مهدی علیمیرزایی، نویسنده و کارگردان سینما، در مدت معلوم، فیلم پالتو شتری، پارادایس، گشت ارشاد، پالتوشتری، هفت معکوس، کاتیوشا، گشت ارشاد، وزنه های بی وزن، غزلی که شیطان برای من سرود، حاجتنامه ملا نظرعلی، حاجتنامه نظرعلی، استخاره، دکانهای پیامبری، تخت گاز، دبیت، اولین تولد، همکاری سینمای ایران و هالیوود، first born, polocoat, paltoshotori, paradais, alimirzaee, mahdi alimirzaee

 

آندره ژید و فیلم در مدت معلوم

آندره ژید و فیلم سینمایی در مدت معلوم (چاپ شده در روزنامه شرق)

نویسنده: فرید سبحانی

از این عنوان تعجب نکنید، مقدمه کوتاه آندره ژید؛ نویسنده معروف فرانسوی و برنده جایزه نوبل مقدمه ای بر رمان گرسنگی حاوی مواردی است که شباهتهای آن با فیلم "در مدت معلوم" قابل توجه است .

اندره ژید، مقدمه ای بر کتاب گرسنگی

رمان گرسنگی ، نوشته کئوت هامسن نروژی در 1883 میلادی است. رمان درباره جوان مستعد و فلسفه بافی است که درفضایی متوهم در شهر کریستیانا پایتخت سابق نروژ پرسه می زند و یک مشکل اساسی و جدی دارد : گرسنگی. به این چند سطر که رمان با آن آغاز می شود توجه کنید : این سرگذشت یادآورد دورانی است که من با شکم به پشت چسبیده در شهر کریستیانا در به در آواره بودم . هیچ کس نیست که از این شهر برود و اثری برلوح و ضمیرش ننشیند

وقتی رمان گسترش می یابد متوجه می شویم بزرگترین مشکل شخصیت اصلی این داستان ، فقر و گرسنگی است .او سعی می کند بنویسد تا گرسنگی اش را رفع کند اما نوعی عزت نفس همراه با عصبیت ناشی از گرسنگی شدید ، به وی اجازه نمی دهد مانند گداها رفتار کند . در حالی که شخصیت اصلی که راوی اول شخص کتاب است میگوید بدلیل فقر بقدری لباسش ژنده و کثیف شده است که نمی تواند به جایی آبرومندانه قدم بگذارد و حتی شانه ای ندارد که با آن موهایش را شانه کند و یا کتابی که در زمان تنهایی مونسش باشد ، سعی می کند مانند مقاله نویسها و نویسندگان مشهور ژست بگیرد.

آرزوی او در این پرسه زنی هایش در شهر و قبرستان و خیابان در یک کلام خلاصه می شود: کاش در چنین روز خوشی یک لقمه نان برای سد جوع داشتم . این فشار فیزیولوژیک و طبیعی گرسنگی ، این غرور و اعتماد بنفس شخصیت ، این رفتار غیرعادی و تهاجمی او، و آن حرکات و گفتگوهای بعضا لغوش با دیگران ، و از همه جالب تر ، این درگیری ذهنی وی با امور انتزاعی رفتارهایی است که در شخصیت اصلی فیلم " در مدت معلوم " هم دیده می شود.

رمان گرسنگی و شباهت به فیلم در مدت معلوم

میثم هم مانند شخصیت رمان گرسنگی ، از یک معضل جدی فیزیولوژیک رنج می برد ، اگرچه گرسنگی و فقر او ، مربوط به امر جنسی است اما کیست که اعتراف نکند فقرجنسی به اندازه فقر غذایی می تواند در شخصیت افراد نقش مخربی بازی کند ؛ این گرسنگی و فقر، او را تا حد رفتارهای عصبی و تهاجمی پیش برده است . کتاب نوشتنش و اندیشیدن درباره مشکل جوانان ، در واقع فرافکنی حال خراب خود اوست . میثم در یک شهرستان در نزدیکی تهران زندگی می کند ، بقول خودش روزها در کوچه و خیابان با لباسی چرک و کثیف سگ چرخ می زند و احوال مردم را بو می کند .سپس مشاهدات اجتماعی خود را دسته بندی کرده و در قالب یک کتابچه نابهنجار – از نظر مسئولین – به رشته کتابت در می آورد و هر روز آن را بروز می نماید . میثم هم مانند قهرمان رمان گرسنگی نمی خواهد به مهمترین نیاز این روزهایش یعنی گرسنگی ، اعتراف کند بلکه مدام در حال تکرار این عبارت است که من کلان فکر میکنم و جامعه شناسم و یک کتاب نوشته ام و می خواهم جوانهای وطنم را از زیر بار فشاری سهمگین رها نمایم. نوع رفتارهای غریب میثم در ورود به دانشگاه و سپس پرسش تهاجمی اش در کنفرانس دانشگاه و یا رفتن به یک بنیاد همسریابی و سربه سر گذاشتن پیرمردی که خود را غیور می داند ، و فریادی احمقانه کشیدن بر سر او و یا آن حرکت رزمی تقلیدی از "بروس لی " همه گویی معادلهایی در رمان گرسنگی دارد.

خود نویسنده کتاب ، یعنی هامسن، آدم خودآموخته ای بوده و تحصیلات منظمی نداشته ، این حس و حال خود را به قهرمان خود منتقل کرده است. هامسن خود تشنه قدرت و خواهان شور و شباب جوانی است و تا حدودی از نیچه الهام گرفته . شخصیت رمان را بیاد بیاورید وقتی که در یک پارک سر به سر یک پیرمرد مدعی می گذارد و با لاف آمدن عقل او را محک می زند یا از سر تفریح و آزار دادن یک دختر به دنبال او راه می افتد .شخصیت رمان گرسنگی در کل رمان در حال درس دادن و وعظ دادن به جامعه اطراف خود است در حالی که بی نواتر از خودش به لحاظ سلامت جسمی و اعصاب در این داستان دیده نمی شود

به همین قیاس در فیلم در مدت معلوم نیز میثم که یک دیپلم ناقص نظام قدیم است ، درباره آتش و بهشت و جامعه و مدرنیته و ضرورت داشتن روش در جهان مدرن داد و بیداد میکند اما خودش قربانی همین محرومیت است . او شخصیتی بی مسند و اعتبار است . اشاره ای هجو آلود به صداهای مخالف در جامعه ای رشد نیافته که از نظر فضای غالب فرهنگی بی اعتبار و مورد تحقیرند . از سوی دیگر شخصیت فیلم اعتباری خود بسنده و سرکش دارد که قدرتش آن را از مشاهدات اجتماعی و واقع بینی اخذ می کند. من می بینم و آنچه می بینم را گزارش می دهم : این گزارش همان "قدرت واقع بینی "در برابر ضعف تظاهر و لاپوشانی است .

در فیلم "در مدت معلوم "، درست مانند رمان گرسنگی ، دشمن خاصی وجود ندارد ." بدمن" فیلم کیست ؟دربانهای دانشگاه در سکانس اولیه فیلم که مانع ورود او می شوند؟آقای بدعتی نامی که مانع چاپ کتاب اوست؟ نیروهای امنیتی؟ همسایه فوضول؟رفیقی که تا دیروز مشوق او در پرداختن به مشکلات جوانان بوده اما حالا که پست و مقامی دولتی گرفته از در محافظه کاری او را به سکوت و انکار دعوت میکند؟کدام یک؟ همه و هیچکدام ؛ در یک کلام دشمن میثم در فیلم، زمانه و روزگار و شهری است که در آن زندگی می کند. شهری که جوانان برای رفع نیروی مازاد حیات خود یا باید فشارهای طولانی قبل از ازدواج دائم را ، در زیر انبوهی ازتوصیه های اخلاقی و محدودیت های ارتباطی ، تحمل کنند و یا باید در آتش روابط نامشروع گرفتار شوند و یا به راه سومی بروند که عملا بسته است و و عرف این راه سوم را نمی پسنددو بیهوده و آن را مسکوت می گذارد .این شهر و این فرهنگ و این تنگنای عرفی ، نیروی منفی و مانع بیرونی میثم است .اما یک موتور محرک درونی در خود وی هم حضور دارد که انگار بدل یه دشمن درونی شده: گرسنگی و تشنگی شخصی خود او .

رمان گرسنگی و شباهت به فیلم در مدت معلوم

تفاوت میثم با آدمهای دیگر در جهان داستان فیلم آن است که او کشش جنسی و عطش غیرعادی منتشر در همه جا را پذیرفته است اما دیگران آن را انکار می کنند و به روی خود نمی آورند و تظاهر می کنند که درگیر آن نیستند . از مدیر و ناظم مدرسه گرفته تا مسئولی که پشت میز نشسته و یا حتی آبدارچی که صراحتا دست به تظاهر زده است . با این حال حتی خود میثم نیز رفتن و سرک کشیدن خود به کوچه رخصت را پنهان می کند . البته تا زمانی که نیروهای امنیتی ، مجبورش می کنند آن را جار بزند و در یک بازجویی او را به مرز جدیدی می رسانند . از آن لحظه به بعد ، زمانی که جلوی آینه ایستاده اعلام می کند که می خواهد شمشیر را از رو ببندد و به همه اعلام کند که خود او هم به آنچه در کتابش به دیگران حواله داده مبرا نیست . از این رو این بار بدون ترس به سمت کوچه رخصت می رود. کوچه رخصت ، رخصتهایی است که هر جامعه برای تفریح و نشاط و لذت نیاز دارد .

هدف میثم چیست و می خواهد چه کار کند ؟او می خواهد کتابش را تمام کند و به چاپ برساند اما کارمهمتر از آن آرام شدن واقعی خودش است . فائق شدن بر مشکل فیزیولوزیک خودش. داشتن یک زندگی معمولی در جوانی . نه آن گونه حیاتی که برای اثبات ضرورت نیازهای طبیعی اولیه باید بجنگد و جدال کند و استدلال بیاورد .

برگردیم به مقدمه آندره ژید .او ضمن ستودن کتاب در مقدمه ای که بر آن می نویسد پس از توصیف موضوع آن علت جذابیت این رمان و موضوعی که بیان میکند را برای ما آشکار می کند . به این قسمت از مقدمه او بر کتاب گرسنگی دقت کنید :خصیصه بزرگ این داستان ، واقعیت محض آن است ، و تنها برای همین است که به دل می نشیند . زیرا افسانه پردازی نیست و سانحه ساختگی هم ندارد . سراسر کتاب جز حسب حال جگرسوز مردی است که از شدت جوع دم به دم با مر ک دست به گریبان است و چیز دیگر نیست .

مضمون اصلی کتاب گرسنگی است ، به اضافه تمامی اختلالات مغزی و روحی و همچنین کلیه انحرافات اخلاقی که در اثر گرسنگی ممتد و مستمر به انسان دست می دهد .قهرمان کتاب حالت پهلوان داستان ندارد بلکه دردمندی است نیازمند درمان و از همان آغاز کار فردی غیرعادی به نظر می رسد .یک جنبه ( شخصیت ) ناشی از گرسنگی و جنبه دیگر حاکی از اختلال عصبی است ، جنبه اخیر با اینکه فی حد ذاته بسی جالب و شایان امعان نظر است ولی ظاهرا ارتباط مسنقیمی با موضوع گرسنگی ندارد . بی شک این همه حالات و حرکات لغو و نامفهوم که همگی از عزت نفس ناشی می شود و غروری چنین هراسناک قهرمان داستان را پیوسته معذب می سازد ، معرف شخصیت و روحیه غیرعادی او می باشد ، و یا اینکه در اثر گرسنگی پیاپی وجود او نیز همچون معده اش چنان دگرگون شده است که نمی تواند چیزی در خود نگه دارد و بعبارت دیگر برجسم و روح و وجدان خویش حاکم نیست و هنوز نتوانسته آنها را رام اراده خود سازد .

آندره ژید اختلالت روحی و عصبی قهرمان مستعد و کتابخوانده داستان را ، ناشی از تاثیرات مداوم گرسنگی می داند که حتی زمانی هم که سیر شده باعث می شود معده اش باور به این سیر شدن نداشته باشد و غذا را بالا بیاورد .او در مقدمه اش نشان می دهد از تفکر غالبی که در زمان زندگی اش در جامعه فرانسه دارد و آن را مولود محیط مدیترانه می داند نگران است و معتقد است این فرهنگ مردمان محیطش را از اندیشه های غیرمعقول باز می داد ، منظور او از اندیشه های غیرمعقول ، باورهای دگمی عرف رایج است ... علت علاقه او به شخصیت رمان چیست؟ آندره ژید، تاختن قهرمان گرسنگی به آنچه معقول و عرف شمرده شده و نهراسیدن از راه دادن افکار جنون آمیز را در این داستان می پسندد و از اینکه با حدود و ثغوری که در مغز خویش بنا کرده ایم ، راه را برای توسعه اندیشه و حیات خود بسته ایم نگران است . آندره ژید ادامه می دهد : ظاهرا آن چه به کندی تحول می پذیرد و بسط پیدا می کند ، حدود و قیود و ملاحظات و یا روشن تر بگویم حدود پرده پوشی و عفاف نیست . بعبارت دیگر با توجه به ماوراء قلمرو عادی فکر ما ، حدود صراحت و بی عفتی چنانکه باید باید بسط نمی یابد ، زیرا هنوز عفت فکر و قلم اجازه نمی دهد که جنبه هایی از زندگانی انسان بی پرده تشریح و توصیف شود ولی این امر دلیل بر آن نیست که چنین جنبه هایی واقعا وجود ندارند . البته حدود این مناطق ممنوعه باز بر حسب زمان و مکان تغییر می پذیرد .

او جامعه فرانسه زمان خودش را با زمان جوانی خودش مقایسه می کند و از این خوشحال است که آنها کمتر خود بین و مفتون خود هستند و بیشتر از گذشته ، به خارج از کشور و فرهنگها و اندیشه های دیگر نظر دوخته و به این تیجه رسیده اند که نمی توان هر رفتار و کردار را به صرف اینکه با منطق فرانسوی منطبق نیست محکوم کرد . علاقمندی و توجه به این افکار جدید وکیفیات روحی نامانوس خود گواه آن است که چنین افکار و حالات در خورد تامل و تدقیق است .

آندره ژید در این مقدمه صراحت فرارفتن از مرزهای عرفی را حتی اگر متهم به جنون شود می ستاید . کاری که میثم در فیلم "در مدت معلوم" ، قصد آن را دارد . صراحت در بیان نیاز و شکستن اساسنامه هایی که به دلیل نپرداختن به مسایل جنسی جوانان از بن غلط است . آن مبارزه بیرونی و این آتش درونی او ، دست به دست هم داده تا او را به رفتارهای غیر عادی بکشاند . این گونه رفتارهای غیرعادی و بعضا متناقض که سبب اخراج او از دبیرستانی که در آن تدریس می کند می شود نقصان متن و یا فیلم نیست بلکه ویژگی شخصیت میثم است.

رمان گرسنگی و شباهت به فیلم در مدت معلوم

زبان میثم اگرچه درباب تعادل سخن می گوید اما پایش بر روی زمین نامتعادل جامعه است . این را پدرش زمانی که به خانه آمده می گوید . کسی که تعادل ندارد چگونه می خواهد درباره تعادل بنویسد . حق با پدر است . اما جامعه ایرانی نوجوانی را که در حدود سیزده سالگی به بلوغ می رسدو تا حدود سی سالگی به دلایل و بهانه های مختلف ازدواج نمی کند ، از تعادل محروم کرده ، فشار جنسی او را و گرسنگی او را به رسمیت نمی شناسد . این جبر محیطی و فرهنگی است

اگر میثم ازدواج نمی کند به همان دلیل است که قهرمان شخصیت رمان گرسنگی ، غذا را بالا می آورد . میثم که خود به ضرورت داشتن این تعادل ، رسیده پنهانی و به پیشنهاد رفقایش می رود تا عملا به تعادل برسد . ولی همین زمین ناهموار و نامتعادل او را به مبتذل ترین حالت ممکن می کشاند .

به هر روی ، دنیای ملموسی که فیلم در مدت معلوم از وضع برخورد و مواجهه ما با امر جنسی و فقر فرهنگی و فکری و فقر متودیک در این عرصه نشان داده می شود ، همان دنیایی است که آندره ژیده را وا می دارد مقدمه ای تحسین انگیز بر رمان گرسنگی بنویسد . اگر در این باره تردید دارید بعد از تماشای فیلم در مدت معلوم ، مقدمه آندره ژیده را در کتاب گرسنگی بار دیگر مطالعه کنید و یا نسخه ای از فیلم گرسنگی تطبیق نمایید . آن گاه به شباهتهای میان این دو پی خواهید برد . فراموش نکنید در این تطبیق فقر و گرسنگی ، اثرات آن را بدل به فقر و عطش جنسی نمایید که در یک نظر تفاوتی با هم ندارند. بی تفاوتی به زیرساختهای هردو حیات فعال و با نشاط را از آدمی گرفت و او را به سوی تباهی پیش می برد.

روزنامه شرق 10 بهمن 1394