وب سايت مهدی علی میرزایی، مهدی علی میرزایی، وب سایت شخصی مهدی علی میرزایی، مهدی علیمیرزایی، نویسنده و کارگردان سینما، در مدت معلوم، فیلم پالتو شتری، پارادایس، گشت ارشاد، پالتوشتری، هفت معکوس، کاتیوشا، گشت ارشاد، وزنه های بی وزن، غزلی که شیطان برای من سرود، حاجتنامه ملا نظرعلی، حاجتنامه نظرعلی، استخاره، دکانهای پیامبری، تخت گاز، دبیت، اولین تولد، همکاری سینمای ایران و هالیوود، first born, polocoat, paltoshotori, paradais, alimirzaee, mahdi alimirzaee

 

چه کسی از پالتو شتری می ترسد؟

نقدی بر پالتو شتری ساخته علی میرزایی

مهدی عزیزاللهی کنی: پالتو شتری یک کمدی شخصیت و موقعیت است. به سبک کمدیهای راحت آمریکایی با نریشنی روان و خنده دار. فیلم نشان می دهد چگونه شخصیت منفی اش یعنی کوهیارکهندژ با بازی درخشان بانیپال شومون، مشکلات روانی و مبتذل خود را زیر پالتویی از جنس حرفهای قلمبه سلمبه تئوریک پنهان می کند و برای درمان برتری طلبی، اخلاقیات را به بهانه قدرت زیرپا می گذارد؛ یک خط مضمونی ساده که با روایتی روان و مفرح تبدیل به فیلمی جذاب و محکم شده است. اما ناگهان در فرامتن، فیلم دشمنان عصبی جدی پیدا می کند و باعث تکانه های روانی حیرت آوری در آنها می گردد. حمله هایی بی مایه به آن می شود که از حد یک نقد فیلم می گذرد و بشدت افسارگسیخته می شود. آنقدر تند و سنگین که بقیه را شگقت زده می کند. چرا؟ علت عصبانیت و واکنشی چنین عصبی چیست؟ چه اتفاقی افتاده است؟ بهتر است جواب را در خود فیلم بیابیم...

در خود فیلم کوهیار هم به همین کیفیت با کوچکترین حرف یا حرکت دوستش فرید از کوره در می رود و دست و پایش شروع به لرزیدن می کند و شروع می کند به فحش دادن به زمین و زمان. چرا؟ چون ذهن دوستش فرید، با اصالت و دانش واقعی و روشنفکری واقعی گرم است و از آنها لذت می برد. شکسپیر می خواند، تولستوی می خواند، چخوف می خواند، اعتنایی به نوشته های رفیقش و تحصیلات آکادمیک او ندارد. این بی اعتنایی، کفر کوهیار برتری طلب را که به تایید و تمجید فرید نیاز دارد درآورده و او را به فحاشی می اندازد .

پالتو شتری در ستایش روشنفکری واقعی و هجو تحصیلکرده های متفرعنی است که در ظاهر به مردم فخرفروشی می کنند و خود را تافته جدابافته می دانند، اما در واقعیت به زندگی اصیل آنها. به خوش دلی آنها حسادت می برند .به قول داریوش آشوری مترجم کتابهای نیچه روشنفکری جهان سوم خشم پنهانی به ملت دارد چون ملت آن طور که او چهارنعله خود را در اختیار غرب قرار داده نداده. او خود را برتر از ملت می داند و ملت را تحقیر می کند . از قدیم گفته اند چوب را که برداری گربه دزد فرار می کند؟ می گویند پالتو شتری توهین به روشنفکری است؟ و جواب این است: کو روشنفکر عزیز من؟ و جواب دقیقتر آنکه: چه چیز باعث می شود کسی کوهیار فیلم را روشنفکر تلقی کند؟

فقط یک روشنفکرنمای جعلی و یک ساده لوح احمق (مانند موسی که نقش او را علیرضا مهران بازی می کند) ممکن است گول اصطلاحات کوهیار کهندژ را بخورد، گول ردیف کردن اسم فلسفه کنار هم و قراردادن نام خود در میان آنها، گول نیچه بازیش را. گول سبیلش را و گول کتابش را و او را ابرمرد بداند. اتفاقا دقیقا بخاطر فیک بودنش است که فریب دغلکاری کوهیار را می خورد و مرعوب او می شود و توهم می زند کوهیار یک روشنفکر است. در نتیجه رگهای گردنش بیرون می زند و می گوید به روشنفکری توهین شده و جواب این است: کو روشنفکر؟

روشنفکر واقعی بی شک از تماشای پالتو شتری لذت می برد و از ته دل می خندد اما روشنفکر نمای قلابی بشدت عصبانی می شود و از پالتو شتری می ترسد. این طبیعی است چون تاکنون فیلمی به این شفافیت منشاء تفرعن و خودبیگانگی این طبقه جاهل و مدعی را به تصویر نکشیده است.